پرهام
حالا که دارم این مطلبو می نویسم پرهام سخت مشغول خوردن دستشه در حالی که داره موسیقی موتسارت رو هم گوش می ده. پستونک زیاد دوست نداره. عوضش به طرز حیرت انگیزی دستشو با سر و صدا و اشتیاق می خوره. حالا هم داره نطق می کنه. از خودش یه صداهایی در می آره که ما به میل خودمون ترجمه اش می کنیم. این روزا تن صداش هم رفته بالا. جیغ هم می زنه. می تونه با نگاهش منو تا آخرین حد دنبال کنه. البته فقط منو خیلی زیاد دنبال می کنه! دوست داشتم دور و برش شلوغ بود. مثل بچگی های خودمون. این طوری هر کس کمی باهاش بازی می کرد کلی استعدادهاش شکوفا می شد. من نمی دونستم واقعا بازی با بچه این همه مهمه. حالا تا سر حاله می رم باهاش بازی کنم!

3 نظرات:
At 12:54 AM,
گلبهار said…
سلام
براش اسفند دود کنيد
At 1:00 AM,
مسافر said…
حس زیبایی که موسیقی می دهد ولطافت
ومعصومیت کودک
قدر کودکان را بایددانست
At 11:31 AM,
farnoosh said…
سلام. وقتي از پرهام مي نويسي بدم نمياد مامان بشم!از طرف من اين روح كوچك را ببوس!
Post a Comment
<< Home