سلاخي مي‌گريست

سلاخي مي‌گريست ؛ به قناري كوچكي دلباخته بود

Wednesday, March 08, 2006

خدایا به بچه های سرزمین من رحم کن



تا دستم رو بردم سمت قلبش دستشو گذاشت رو دستم. گرم گرم بود. محکم دستمو گرفته بود. داشت نق می زد که رفتم پیشش. دو تا دست که با هم پل ساختن اونم آروم گرفت و خوابید. آروم آروم. تپش قلبشو حس می کردم. همون تپش که ماه ها پیش برای اولین بار شنیدم و اشک ریختم. تنها کاری که می تونستم در برابر اون شکوه و اون حس مرموز و دوست داشتنی بکنم. حالا هم گریه کردم. این بار دعا هم کردم. با دعا زیاد آشنا نیستم. اما این بار پای صاحب قلبی که زیر دست های من می تپید وسط بود و میلیون ها قلب کوچیک دیگه که تو این مملکت می تپن. می گن آدم وقتی از تمام ابزارهای انسانی ناامید می شه به نیرویی فکر می کنه که نامش خداست و حالا این منم که عاجز و ناتوان زمزمه می کنم خدایا از تمام ابزارهای بشری ناامیدم. فقط تویی که می تونی دیوانه ای که کمر به نابودی سرزمین من بسته رو به زنجیر بکشی. خدای من، به بچه های سرزمینم رحم کن. می گن که تو رحم کننده ترینی. دعا می کنم. اما تردید راه را بر آرامش پس از دعا می بنده. افغانستان و عراق هم پر بود از قلب های کوچیک تپنده. اما دیوانه هاشو خدا زنجیر نکرد. کشتی ایران من، رو اون دیوانه سوراخ کرده و حالا من وسط این دریایی که هنوز صدای قلب غریق هاش با هر بادی طنین انداز می شه برای سرنشینان کشتی وبیشتر برای اون تازه رسیده های کوچولو که اومدن تو این کشتی «زندگی» کنن، دعا می کنم. خدایا دارم دعا می کنم. خدایا دارم دعا می کنم. خدایا به حرمت این قلب ها. خدایا.......

8 نظرات:

  • At 1:27 AM, Anonymous م س ا ف ر said…

    واقعا نمی دونم چی بگم.
    امیدوارم خدا خودش کمک کنه.
    خدایا...
    خودت به بچه خای این سرزمین رحم کن.

     
  • At 8:55 PM, Anonymous هوشنگ said…

    نوشته شما بسیار تکان‌دهنده است و من با همه دل و جان خود آن را درک می‌کنم. معلوم است که من هم با خواندن خبر به شیوه خود واکنش نشان دادم و به تلخی خواندم:

    من دلم سخت گرفته است از این،
    میهمانخانه مهمان‌کش روزش تاریک
    که به جان هم نشناخته انداخته است،
    چند تن خواب‌آلود
    چند تن ناهموار
    چند تن ناهشیار.

    اما از من بشنوید:

    با همین دیدگان اشک‌آلود،
    از همین روزن گشوده به دود،
    به پرستو، به گل، به سبزه درود!
    به شکوفه، به صبحدم، به نسیم،
    به بهاری که می‌رسد از راه،
    چند روز دگر به ساز و سرود.

     
  • At 12:17 AM, Anonymous zahra said…

    سلام//به نظر من با رفتن پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ایران وارد فاز سیاسی واقتصادی خواهد شد حمله نظامی صورت نخواهد گرفت//موفق باشید

     
  • At 3:31 AM, Anonymous م.خندان said…

    خدا کارخودش را می کند . ما باید خودمان کاری بکنیم . . .

     
  • At 1:48 AM, Anonymous Anonymous said…

    ziyad khodet ro bakhti .boro to google va benevis (sir john mackinder )va vagheiyathaye jalebi be dast miavari ,an vaght ast ke mibini ensaan vaghti vagheiyatha ra midanad ehtiyaji be ajz o labe nist.

     
  • At 2:16 PM, Anonymous Mehdi said…

    در پاسخ به دوستی که گفت حمله نظامی صورت نميگيرد اولا اين فقط يک حدس است. دوما آن فاز اقتصادی سياسی فرق چندانی با جنگ ندارد.

     
  • At 10:33 PM, Anonymous Kasra (k.navabi@yahoo.com) said…

    Salam
    man nemidoonam jangi misheh ya na vali az oon mohemtar oon ehsaseh ghashanget bood keh montaghel kardi. ageh ma adama bishtar mesleh to donya ro mididim az in jangha ham khabari nabood.

     
  • At 9:16 PM, Anonymous Anonymous said…

    http://www.sarallah.com/abalfazl.swf

     

Post a Comment

<< Home